تبليغاتX
حمیدرضا
حمیدرضا

اگر 30 ثانیه از این وبلاگ دیدن میکنید در 20 ثانیه میتونید یک نظر بدین پس اگه تونستید دست به کار شید

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

عزیز

90/10/09-1:8 -حمیدرضا عرب

سلام دوستان عزیز


لینک ثابت |

90/05/19-18:56 -حمیدرضا عرب

سلام دوستان امروز فقط میخام یه سایت معرفی کنم

حتما سری بزنید   خوشحال میشم

لینک ثابت |

عادل عادل

90/02/27-23:44 -حمیدرضا عرب

بیوگرافی عادل فردوسی پور
راستش از محله‌ای در غرب تهران شروع شد؛ شهرآرا. مهرماه سال ۱۳۵۳ بود که عادل به دنیا آمد؛
در خانواده‌ای که پدرش مهندس برق بود و یک خواهر و یک برادر داشت. فضای خانه مسلما فضای فوتبالی نبود و او به دلیل علاقه‌اش به فوتبال، بچه سر به راه خانه محسوب نمی‌شد. دبستان را در مدرسه ذوقی، راهنمایی را در مدرسه طالقانی و دبیرستان را… البرز. بچه درس‌خوانی بود؛ آن‌قدر درس‌خوان که با معدل بالای ۱۸ دیپلم گرفت اما فوتبال هیچ‌وقت از سرش نیفتاد. شاید به همین خاطر هم بود که پدر با او کاری نداشت. بعد هم در دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی صنایع قبول شد و تا پایان فوق لیسانس ادامه داد.
اغلب کارهای ترجمه‌ای را خودش انجام می‌دهد. زبانش آنقدر خوب بود که در دوره‌ای در دانشگاه تدریس می‌کرد و البته در کلاس‌های زبان. باورتان می‌شود عادل فردوسی‌پور معلم زبان‌تان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشید بدانید کلاس‌های زبان عادل چگونه می‌گذرد، یک نفر برای‌تان زحمتش را کشیده: “تا حالا سر کلاس‌های عادل فردوسی‌پور رفتید یا نه؟ خوب اگر نرفتید، هیچ اشکالی نداره و چیز خاصی رو از دست ندادید؛ به جز یک سری اطلاعات فوتبالی.”
از اول جلسه که پسرا می‌پرسن استاد از فوتبال چه خبر و همین سوال کافیه که عادل‌خان شروع کنه به سخنرانی و یک مدت مدیدی پشت سر این بازیکن و اون تیم و اینا بگه و اطلاعات رو کنه. خلاصه بعد از همه این حوادث، جناب عادل‌خان شروع می‌کنن به انگلیسی‌صحبت‌کردن و درس‌دادن که خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگلیسی حرف زدن نمی‌خوره ولی جدا از اینها، آدم ذاتا مهربونیه؛ مثلا بعد از کلاس با دقت می‌شینه به همه سوالا جواب می‌ده…».
خودش هم در مورد کلاس‌های زبانش می‌گوید: «بالطبع حرف‌هایی پیش می‌یاد ولی اصولا از یک ساعت و نیم زمان کلاس فقط ده تا پانزده دقیقه!».
سال سوم دانشگاه تصمیم گرفت به علاقه‌مندی‌اش یعنی کار خبری بیشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشی رفت: «من علاقه دارم کار کنم؛ مطلب بنویسم». اردشیر لارودی سردبیر آن‌وقت ابرار ورزشی از او در مورد حیطه کاری‌اش پرسید: «ترجمه»! یک متن داد دستش و خداحافظی کرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. کارم رو تحویل دادم و بعد از چند روز کارم رو شروع کردم».
سال ۱۳۷۲ بود. او کارش را شروع کرد. اما بی‌شک بزرگ‌ترین علاقه‌مندی‌اش حضــــــــور در صداوسیما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهایت قبول شد؛ «اوایل هم مثبت بود اما می‌گفتن صدات جوونه؛ پخته نیست. آخرین باری که تست دادم، اواخر سال‌۱۳۷۳ بود». او در تست قبول شد و کار روزنامه را رها کرد و رفت. رفت که رفت…گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد…همانطور که بازدیدکنندگان پارس فوتبال هر چند وقت یک بار مطالب جادویی او را روی خروجی اولین پایگاه تخصصی فوتبال ایران می خوانند.
رفت؛ هیچ‌وقت پشت سرش رو هم نگاه نکرد. یکی از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشی، هنوز هم ناامید نشده و هرازچندگاهی با شماره همراه او تماس می‌گیرد.
اتفاق جدیدی نمی‌افتد، منتهی او دیگر تلفن‌های روزنامه ابرار را جواب نمی‌دهد. کسی نمی‌داند چه بین او و روزنامه‌ای که فعالیتش را در آن آغاز کرد گذشت اما او حالا دیگر جواب نمی‌دهد.
عادل فردوسی‌پور اما هیچ‌وقت نمی‌تواند «۹۰» را دوست نداشته باشد؛ برنامه‌ای که از ذهن او متولد شد و تا آنجا پیش رفت که کمتر علاقه‌مندی در فوتبال وجود دارد که ترجیح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوی صفحه تلویزیون. او از برنامه‌اش لذت می‌برد؛ شاید بیش از گزارش‌کردن یک بازی؛ «آره! ترسناک‌بودنش هم جالبه. همین که یک چیزی بگیم که دعوا بشه، یک چالشی ایجاد می‌کنه که جالبه. به نظرم، این یک ترس لذتبخشه».
کمی هم کمتر، به گزارش‌کردن روی خوش نشان می‌دهد: «وقتی بازی‌ها خوب باشند، گزارش می‌چسبه. برای من باشگاه‌های انگلیس از همه لذتبخش‌تره. از این کارم لذتی می‌برم که مطمئنم تو رشته‌ای که درسش رو خوندم، نمی‌تونستم این لذت رو ببرم».
من قرمزم یا آبی؟او گزارشگر بی‌طرفی است؟ بسیاری از پرسپولیسی‌ها می‌گویند او استقلالی است. استقلالی‌ها هم بر عکس. هر کدام هم برای خودشان دلیل دارند.
اگرچه به نظر می‌رسد او در دوره‌ای که در دانشگاه شریف درس می‌خوانده پرسپولیسی بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولی امروز اصلا حاضر نیست به طرف خاصی متمایل شود؛ «واقعا اینجا فضا این‌قدر باز نیست که یه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار کدوم تیم هستم. اینجا فوتبال دوقطبی است. بگی قرمزم یا آبی، نصف مملکت با تو بد می‌شن. البته الان دیگه اصلا برام فرقی نمی‌کنه. الان واقعا بی‌طرفم. گزارشگر، یه ذره به یک تیم گرایش داشته باشه، تو کارش تاثیر می‌ذاره».
اما این مورد اصلا شامل حال تیم ملی نمی‌شود. نمی‌توان گفت که او مثل یک تماشاگر می‌تواند به‌راحتی و به هر طریقی ابراز احساسات کند اما بی‌طرفی هم معنایی ندارد؛ «به هر حال در این جور موارد، حتی استرس هم ایجاد می‌شه. اگه بگم در مورد پیروزی یا باخت تیم ملی کشورم بی‌احساس و بی‌طرف هستم حتما دروغ گفته‌ام. مسلما ما باید توی کار گزارش بی‌طرف باشیم ولی آن احساسی که انسان در مورد کشور خودش داره، مانع اصلی کاره».
سوتی‌های عادل
بهتر است کمی هم در مورد اشتباهات عادل فردوسی‌پور در کار گزارش بدانیم؛ چیزی که به قول خودش «سوتی» نام دارد؛ «سوتی زیاد دارم. بهترینش هم این بود که توی برنامه، حدود ۲ساعت تموم با آقای حاج‌رضایی بودیم و من موقع خداحافظی گفتم خب من از آقای نصیرزاده که ۲ساعت با ما همراه بودن تشکر می‌کنم. اصلا اون شب، هنگ کرده بودم».
با این حال، شاید این مشکل اساسی فردوسی‌پور نباشد. بیشتر، از تندصحبت‌کردن عادل شاکی هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اینکه بهتر از گذشته صحبت می‌کند اما گاهی اوقات کنترل از دستش خارج می‌شود؛ «از بچگی این‌طور بودم. خیلی هم تمرین کردم و بازم دارم تمرین می‌کنم که این‌طور نباشم ولی در کل، خیلی تند صحبت می‌کنم».
البته او هیچ‌گاه هیچ تکنیک خاصی را برای گزارش‌کردن نیاموخته است؛ «هنوز خیلی چیزهاست که باید یاد بگیرم، چون هیچ دوره خاصی ندیده‌ایم و همه هنرمون چیزهای ذاتی و بیشتر خلاقانه است. هیچ وقت به طور اصولی بهمون یاد داده نشده که باید چیکار کنیم و هیچ کلاس خاصی زیر نظر مربی‌های داخلی و خارجی برامون نذاشتن».
او حتی می‌تواند آرزو کند که در بازی‌های ملی روی سکوی تماشاگران بود؛ «… و مثل او بالا و پایین بپرم».
انتقاد نمی‌شودهمیشه حسرت انتقاد کردن گزارشگران خارجی را می‌خورد: «این قدر که گزارشگران خارجی به‌راحتی از بازیکنان انتقاد می‌کنن که ما نمی‌تونیم بکنیم. سه سال پیش تو بازی منچستر – رئال وقتی گری نویل دوکارته شد، گزارشگر بازی گفت من مطمئنم خیلی از طرفداران منچستر خوشحال شدن که گری نویل دواخطاره شد. اگر شما چنین چیزی رو در مورد بازیکن x پرسپولیس یا استقلال بگویی، پدرت رو درمی‌یارن؛ حتی اگه بدترین بازیکن زمین باشه».
او بارها چوب همین مساله را خورده است. ۲فصل پیش علی پروین حسابی از خجالت عادل فردوسی‌پور درآمد و مسلما او تا مدتی سوژه داغ شعارهای تماشاگران در ورزشگاه کارگران بود. امیر قلعه نویی هم کم، آهن داغ انتقاد را روی تن او نگذاشته و حالا و در آخرین مورد، خداداد عزیزی – مرد همیشه شاکی فوتبال – پس از کسب نتیجه ناخوشایند ابومسلم برابر مس کرمان، چنان از این گزارشگر تلویزیونی انتقاد کرد که گویی او در تمامی بدبختی‌های ابومسلم نقش دارد.
با این حال، کمتر دیده می‌شود که او در برنامه تلویزیونی۹۰ یا حتی گزارش‌هایش مصحلت‌اندیشی پیشه کند: «خودم سعی می‌کنم هر چیزی به ذهنم می‌رسه بگم و تا جایی که نترسم می‌گم. بعضی‌ها بهشون برمی‌خوره. بعضی‌ها چیزهای دیگری می گن و البته خودسانسوری هم هست».
فقط فوتبال
بی‌طرفی باعث نمی‌شود که او به فوتبال بی‌تفاوت باشد. یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی او در زندگی، پرداختن به فوتبال است؛ از فوتبال‌بازی‌کردن و تماشاکردن، تا مجله‌های خارجی فوتبال و اینترنت؛ «می‌شه گفت از ۲۴ساعت، ۱۲ساعت در حال دیدن فوتبال، خواندن اخبار فوتبال و کارکردن روی فیلم‌های فوتبالی هستم.
اصلا فوتبال تمام زندگی منه». همسر عادل فردوسی‌پور شرایط را پذیرفته: «او کاملا پذیرفته که قراره با کی زندگی کنه. من کار خودم رو می‌کنم و برایم خیلی جدیه. هر اتفاقی بیفته من باید فوتبالم رو ببینم. همه هم می‌دونن وقتی فوتبال می‌بینم، نباید کاری به کار من داشته باشن».
فیلم دیدن من
یکی از علاقه‌مندی‌های سابقش سینما بوده. البته الان تنها علاقه‌مندی‌اش«۹۰» و فوتبال است و بس. شاید هم دیگر حوصله‌اش را ندارد که به سینما برود؛ «نه دیگر! اصلا حوصله‌اش رو ندارم. واقعا نمی‌تونم بشینم پای تلویزیون و یه فیلم رو تا آخر ببینم».
کلاس‌های زبان عادل
زبان انگلیسی! علاقه عجیبی به زبان داشت. از کلاس اول دبیرستان در کلاس‌های زبان نام‌نویسی کرد. سال آخر دبیرستان به خاطر کنکور، زبان را رها کرد اما بعدا وقتی برگشت، تا پایان کار را ادامه داد. سال سوم دانشگاه، زبان تمام شد: «کلاس‌های استادی‌اش رو هم قبول شدم اما کارم تو تلویزیون بیشتر شده بود و تصمیم گرفتم نرم».

لینک ثابت |

1...........................کلاهبرداری بزرگ

90/02/25-11:55 -حمیدرضا عرب

 

دیشب شبکه 3 تلوزیون از طریق برنامه مکث

 یک کلاهبرداری نادر رو نشون میداد که یک پسر

 بچه 18 ساله با محبت فراوان نسبت به بازیکنان

 فوتبال لطف کرده بودند کلاه گشادی برای سر

اون جانبان تهیه کرده بودند که اگر بارانی چیزی آمد

 سرشان خیس نشود و این پسر بسیار جوان

درعوض این محبت بزرگ از آنها پولهایی اخاذی کرده

بود که خیلی ها تا آخر عمرشان هم یکجا نمی بینند.

جالب اینجای ماجرا بود که این نوجوان عزیز

خودشو به عنوان برادر زاده سردار احمدی مقدم

 جا زده بود و با این عنوان و با این مسند بزرگ

 اقدام به کلاه برداری کرده بود.

بنده خدا سردار هم قبلا اعلام کرده بود که اگر کسی

 با عنوان قوم و خویش بودن با من خواست کاری

 را پیش ببرد او را تحویل مراجع

غذایی  و  یا قضایی

 داده و با او برخوردد کنید.

 

1.چه حالی میده اگه دایی یا عموی آدم

 سردار یا تو  این مایه ها باشه. 

2. چه ضد حالی اگه ادم کلاه برداری کنه و

 بعد از اون همه عشق و حال دستگیر بشه. 

3.چقدر من از شما ممنونم که این مطالب رو تا اینجا دنبال کردید.

لینک ثابت |

88/10/17-11:13 -حمیدرضا عرب

   بعد از یک سال اومدم

              سلام

                                                                         خیلی دوستون دارم...

لینک ثابت |

majid es es

88/01/17-17:19 -حمیدرضا عرب

salam blakhare baad az 6-7 mah dobare weblog nevisi ro shoroo kardam

aval mikham ye dooste khoob ro moarefi konam

esmesh majide  esteghlalie va kheyli do atishast

لینک ثابت |

وطن من ایران است وطن شما کجاست.

87/06/07-11:43 -حمیدرضا عرب

 

لینک ثابت |

من عاشق چشمت شدم

87/06/07-9:31 -حمیدرضا عرب

 

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

موزیک را میتوانید دانلود کنید

لینک ثابت |

ما که رفتیم آسیا...

87/06/07-9:3 -حمیدرضا عرب

رواق منظر چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آی که خانه خانه توست

 

سلام من توی این پستم راجع به پرسپولیس صحبت کنم

راجع به عوض شدن رنگ بعضی ها به خاطر قهرمان لیگ

 دوست دارم شما نظر بدین که آیا پرسپولیس

مستحق اول شدن بود یا نه

عکسهای پرسپولیس رو میتونید توی ادامه مطلب ببینید

لینک ثابت |

بردي از يادم ، دادي بر بادم

87/06/05-11:56 -حمیدرضا عرب

سلام

 

بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادم فتادم به غم
اي گل بر اشك خونينم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آن همه پيمان
كه از آن لب خندان ،
كه شنيدم و هرگز
خبري نشد از آن

كي آيي به برم ، اي شمع سحرم
در بزمم نفسي، بنشين تاج سرم
خواه از جان گذرم

تا به سرم ده ، جان به تنم ده ، چون به سرآمد عمر بي ثمرم
نشسته بر دل غبار غم
زآنكه من در ديار غم
گشته ام بر غمگسار غم

اميد عهد وفا تويي
آفت جان ما تويي
رفته راه خطا تويي

بردي از يادم ، دادي بر بادم ، با يادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادم ، فتادم به غم
اي گل بر اشك خونينم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

لینک ثابت |

کریستیانو رونالدو

87/05/29-16:47 -حمیدرضا عرب

یکسری از عکس های بازیکن مورد علاقه ام 

 که یک سال از من بزرگ تره

من متولد سال ۱۹۸۶

و کریستیانو رونالدو متولد سال ۱۹۸۵

براتون گذاشتم امیدوارم لذت ببرید

به همراه زندگینامه کریستیانو رونالدو

(C.Ronaldo)

کلیک بر ادامه مطلب


ادامه مطلب

لینک ثابت |

... نیمه شعبان مبارک

87/05/24-8:56 -حمیدرضا عرب

 

كاش ميشد هيچ كس تنها نبود

 كاش ميشد ديدنت رويا نبود

 من دعا كردم براي بازگشت

 دستهاي تو ولي بالا نبود

 گفته بودي كه فردا ميرسي

 كاش روز ديدنت فردا نبود

(امروز بود!)

لینک ثابت |

خدمت مقدس سربازی

86/11/18-12:39 -حمیدرضا عرب

من هم به خدمت مقدس سربازی نائل آمدم

جای شما  خالی

اگر به مرخصی اومدم حتما خاطراتم رو برای شما تعریف میکنم

 

امروز ۲۴/۴/۸۷

 

لینک ثابت |

معرفی وبلاگ مورد علاقه ام

86/11/16-14:40 -حمیدرضا عرب

http://www.tablighdooni.blogfa.com/ 

تبلیغدونی

این وبلاگ رو حتما سر بزنید

خیلی جالبه

 

لینک ثابت |

رمضان

86/06/24-12:29 -حمیدرضا عرب

خانم آشنا سلام امید وارم حال شما خوب باشه

ممنونم از انتقاد به جای شما 

مگر اشتباهی رخ میداد که شما پیغامی میگذاشتید

متشکرم

 

لینک ثابت |

از طرف دوستی عزیز

86/06/24-9:6 -حمیدرضا عرب

 عشق ، يعني …

عشق يعني مستي ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني سر به دار اويختن

 عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 

 

شهید سلطانی بارها می فرمود :

من شرم می کنم در پیشگاه اربابم امام حسین سر در بدن داشته باشم

بله این شهید آرزو داشت مانند اربابش امام حسین بی سر از این دنیا برود

و همین طور هم شد....

شهید سلطانی قبر خودش را با دستان مبارک خویش کند

و برای قبر جای سر نگذاشت

اما اگر شهید سر در بدن داشت هرگز جای پیکر بی سرش نمی شد  

 

 

 زجر ِ من بودن دشت خواب با كوه هاي آبي ،

 نه شعري نه ميلادي طلوعي بود كه مغربش

گريه ميكرد ستاره ها دل نداشتند كه بخوابند

سوخته حتي خاكستر دشت ستون ستون،

 حرمت ِ احساس بي ريشه گي قدم قدم،

 درد ِ بي همخونان بغض بغض زجر ِ من بودن

 

با  بهترین آرزوها

لینک ثابت |

این یا اون

86/03/24-13:0 -حمیدرضا عرب

من هنوز دل نگرونم که تو از راه برسی

پر شه از هوای تو عالم بی هم نفسی

لینک ثابت |

روزهای زیبای تابستان

86/03/09-15:20 -حمیدرضا عرب

لینک ثابت |

تمام ما یک نقاب آهنی برای صورتمون درست کردیم...

86/03/07-10:30 -حمیدرضا عرب

این عکس رو که میبینم

یاد فیلم شرلوک هلمز

می افتم که مثلا یکی

آدمی  رو  میکشت و

بعد در مراسم تدفینش

هم شرکت می کرد

حالا  یاد فیلم مورد 

علاقه ام (  نقاب ) افتادم

 

 که کارشناسان پیش بینی میکردند که نه تنها پرفروش ترین در ایران

بلکه در خاورمیانه هم فروش قابل توجهی داشته باشه .

اما یک سری انسانهای نا آشنا با فن و هنر سینما این فیلم را تکسیر وبه

نفع خود در بازار به فروش رساند ند که من این کار نا پسند وزشت را محکوم

میکنم ویک دفاعیه هم برای آن دسته از دوستانی که این فیلم را تکسیر

کردند دارم       در جامعه ما کسب وکار خیلی به بعضی ها فشار می آره

وبه قول خودم موقعی به آدم فشار میاد که بازار داغ نباشه خب این بنده

های خدا هم بازار داغ رو دوست دارن فقط ایراد کارشون اینه که حتی

از حرام وحلال کسب و کارشون سر در نمیارن

 

 و اگر ما به یاری آنها بشتابیم و از آنها فیلمها را خریداری کنیم

سینمای ایران را به مرگ  وا داشتیم ودر نبود سازنده فیلم و فیلم

به عزای سینمای ایران نشسته ایم .

لینک ثابت |

محمد رضا گلزار و خواب روی دلار . . .

86/03/06-13:38 -حمیدرضا عرب

این عکس رو خودم طراحی کردم

 برای دوستان علاقه مند به

 محمد رضا گلزار

(ادامه مطلب)


ادامه مطلب

لینک ثابت |

علی (ع)

86/03/03-9:24 -حمیدرضا عرب

به نظر شما

منمشتعلعشقعلیمچهکنم

در نظر سنجی بنویسید

لینک ثابت |

چاپاریست...

86/03/01-10:26 -حمیدرضا عرب

اینبار می خواهم یک سری عکس

 از سایت دوست خوبم

براتون به نمایش بذارم

(چاپاریست)

لینک ثابت |

واینک مرگ...

86/02/31-15:27 -حمیدرضا عرب

در جست و جوی زندگی...

 

شاید تعدادی از شما دوستان

خیلی براتون جالب باشه که

از مرگ کمی بیشتر بدونید

که من کمی از ایـن تجـربـه

شیریـن  رو  چشیده  ام  و

میخام براتون بنویسـم  تا

شمـا هم  بی  نسـیـب

نـمـانـیـد از این  خـاطـره

 هـیـجـا ن  انگـیـز  شـاید

شما تعجب کنید  که  چرا

میگویـم تـجـربـه شـیـرین

اگر علاقه داشتید

ودوست داشتید

بدانید که

چطور انسان وخدای معبود در یک جا باهم خلوت میکنند.

لطفا روی

(ادامه مطلب)

کــلــیــک کــنــیــد


ادامه مطلب

لینک ثابت |

تاریخچه زیبا ترین اتو مبیل ها

86/02/31-15:20 -حمیدرضا عرب

سلام
ادامه مطلب

لینک ثابت |

نیاز امروز من ، تو ، ما

86/02/27-20:26 -حمیدرضا عرب

 

از شمال به جنوب تهران

در حال حرکت بودم که...

امروز در تهران بادی شروع به وزیدن کرد

و خاکی بلند شد تهران مثل یک  خرابه

شده بود .

در طول مسیر که در حرکت بودم

 صحنه هایی رو دیدم که به عنوان یک

جوان تهرانی وظیفه دارم اینها رو فریاد کنم

من می آمدم و مردمان مختلفی رو می دیدم با

اخلاق  روش  و آداب مختلف

ازکنار آنها گذر میکردم

و به رسم زندگیشان توجه میکردم

که برخی از آنها

 در برجهای سر به فلک کشیده

مشقول زندگی روزمره خود بودند

و برخی دیگر مشغول گذراندن زمان

اذافه

 

ودر همین حوالی کودکانی را میدیدم

با  سن و سالی  کم  مشغول  کار

وتلاش برای کنار گذاشتن بار سنگین

مشکلات زندگی .

به راستی:

این شهر شلوغ چه چیز نیاز دارد

برجهای سر به فلک کشیده

یا کودکانی سربه بیابان

گشته

او بايد شرمگين باشد يا ما؟

شاید نظر بعضی با من خیلی متفاوت باشه

اما به نظر من تنها چیزی که انسان برای تکامل

احتیاج دارد کمی شناخت نسبت به اطراف و

انسانهای پیرامون است

(ادامه مطلب


ادامه مطلب

لینک ثابت |

عشق شیشه ای

86/02/27-19:49 -حمیدرضا عرب

سلام

لینک ثابت |

سر زمین محبوب من / / / ایران خوب من / / / ایران

86/02/27-19:46 -حمیدرضا عرب

اصفهان

بلند آوازه

در هنر وتاریخ ایران

من ندیدم نگینی

چو اصفهان روشن


ادامه مطلب

لینک ثابت |

وب نوشته های پیشین...

86/02/27-1:53 -حمیدرضا عرب

نگو بار گران بوديمو رفتيم

 نگو نامهربون بوديمو رفتيم

 آخه اينها دليل محکمي نيست

 بگو با ديگران بوديم و رفتيم.

 

خیلی دوست دارم

 از وب نوشتهای پیشین شما رو هم مهمون کنم

پس روی (ادامه مطلب) کلیک کنید


ادامه مطلب

لینک ثابت |

یه مطلب باحال اگه اینطوری بود چی میشد...

86/02/25-17:18 -حمیدرضا عرب


ادامه مطلب

لینک ثابت |

عکسهای مربوط به هخامنشیان

86/02/24-13:55 -حمیدرضا عرب

عکسهای مربوط به هخامنشیان

 


ادامه مطلب

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به taximetr میباشد.